عبدالله مستوفى
63
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هم كه مصمم مراجعت ميشوند بتوسط تلگراف رمز بشاهزاده نصرت الدوله و اقدامات در سفارت انگليس ، از تشريففرمائى ذات ملوكانه مانع ميشوند ؟ شما كلمات حقايق و واقعيات را نسبت بعقايد خود و احساسات و اوهام را نسبت بعقايد سايرين ، در اين بيانيه خيلى استعمال فرمودهايد . در اين باب شما را ملوم نمى دانيم ، زيرا به كار انداختن كلمات قشنگ براى پيشرفت دادن اعمال سوء ، و ايراد ادلهء سوفسطائى و تهمت و افتراء در مقابل برهان خللناپذير ، منطقى ، مرسوم همهء دسيسه كارهاى عالم است . ولى ميخواهيم از شما خواهش كنيم كه در حال حاضر دنيا دقت نموده ، ببينيد آيا مللى كه از حيث قواى مادى و معنوى ، و بقول شما احتياجات فنى و مالى و زندگانى و شهرت بين المللى ، و موقعيت جغرافيائى و ملاحظات همسايگى و ساير جهات مضره و نافعه ، مثل ما يا پستتر از ما باشند وجود دارد يا خير ؟ آيا زمامداران اين ملل مثل شما نقشههاى باصرفهتر را ، احساسات و اوهام تحققناپذير قلمداد نموده و نظريات خود را در مملكت فروشى ، حقايق و واقعيات موسوم و مملكت را كتبسته بهمسايه واگذاشتهاند ؟ با وجود صلاى آزادى ملل صغار كه در كل دنيا پيچيده است . و ملل ضعيفه كه در هيچ دوره از ادوار عالم هويت و استقلال نداشتهاند از تحت قيموميت و رقيت بزرگ - ترين دول عالم خلاصى مييابند ، آيا حق نداريم از پهلوان سياست . و داهيهء شرق خود بپرسيم : كدام قول و قرار و كدام سابقه و احتياج مبرم ، و بالاخره كدام وضعيت بدتر ، شما را به اين ايرانكشى ، كه اسم آن را حقايق و واقعيات گذاشتهايد وادار نمود ؟ از ملل صغيرهء تازه آزاد اروپا كه دولت آمريك از آن طرف دنيا براى معيشت روزانهء آنها آذوقه ميفرستد ، ميگذريم و از افغانستان كه در مدت پنجاه سال ، سالى چهل هزار تومان از انگليس پول مجانى گرفته ، و امروز استيلاى صد سالهء آندولت را ابطال ، و خود را از للگى آن دولت خلاص كرده ، سخن به ميان نمىآوريم . فقط دولت آذربايجان قفقاز را شاهد قرار ميدهيم كه از حيث وسعت خاك ، به قدر يكى از ايالات ايران نيست . همسايگى آن دولت با ارمنستان ، و كينهء ديرينهء اين دو ملت با يكديگر ، و همجوارى با دولت بلشويك روسيه ، دو خطر مهمى است كه استقلال و رفاه آن دولت را هميشه تهديد مينمايد . فقر مالى آن بدرجهاى است كه در مدت بيست ماههء حيات سياسى خود ، صد مليون « بن » مصارف داشته و عايدى آن به همه جهت بيش از ده مليون نبوده است . احتياج ملتى هم كه تاكنون هيچ حكومت نكرده ، به مستشار و معلم خارجى ، در جاى خود ثابت و از جملهء بديهيات است ، به هيچ درياى آزادى هم راه ندارد ، اراضى آن نيز چندان حاصلخيز نبوده ، فقط نقطهء اتكاء و تنها مايهء توكل و يگانه راه اميد آن معادن نفت بادكوبه و سى چهل